دلت تنگ است میدانم قلبت شکسته است می دانم

زندگی برایت عذاب است میدانم دوری برایت سخت است میدانم

اما

برای چند لحظه آرام بگیر عزیزم

گریه نکن که اشکهایت حال و هوای مرا نیز بارانی می کند

گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد

آرام باش عزیزم

دوای درد تو گریه نیست

بیا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگیری

با گریه خودت را آرام نکن

با تنهایی باش اما اشک نریز

درد دلت را به تنهایی بگو زمانی که تنهایی

گریه نکن که اشکهایت مرا نا آرام میکند

گریه نکن چون گریه تو را به فراسوی دلتنگی ها میکشاند

گریه نکن که چشمهایم طاقت این را ندارند

که آن اشکهای پر از مهرت را بر روی گونه های نازنینت ببینند

و دستهایم طاقت این را ندارند که اشکهای چشمهایت را از گونه هایت پاک کنند