من که ماهی تنگ بلور دلتم

 تورو خدا گریه نکن

آب تنگ دلتو حدر نکن

نفسام خسته می شه ، چشم من بسته می شه

 تورو خدا گریه نکن

تو اگه دوستم داری ، تو اگه بازم می خوای سر روی شونم بذاری

نذار اون سنگ سیاه بی حیا ، منو از خونه ی خود جدا کنه

نذار اون تنگ بلور دلمُ پاره کنه

تو فقط نشونیشُ نشون بده

ببینم سنگ کی از شکستنِ ، دل تو شرم نداره

کی میخواد خونمو ویرونه کنه

کی می خواد غصه رو هم خونه کنه

زندگی رو من تلخ به کامش می کنم

روزی صد بار مردنُ ، رویای خوابش می کنم

تو فقط تورو خدا گریه نکن