آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند

یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند . . .

.

.

.


لبریز غزل بیا همی آهسته / چون آیه بخوان مرا کمی آهسته

آهسته مرا رها بکن از سر عشق / تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .

.

.

.


نقش ِچشمان ِخمارت ، چه کشیدن دارد ! / سایه ساران ِدو زلفت ، چه لمیدن دارد !

آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه / حس مستی لبت طعم چشیدن دارد . . .


.

.

.

بی رویت آینه کدر خواهد شد / آهم در شهر منتشر خواهد شد

چون بمبی ساعتی دلم در سینه / با تاخیر تو منفجر خواهد شد . . .


.

.

.

گهگاهی سفری کن به حوالی دلت

شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . . .